درباره

ضدپسر


به نام آفریننده دختران۰
سلام۰
من آیدا موسوی هستم وهدفم
از ساخت این وبلاگ خنده و
کم کردن روی بعضی پسر ها
هستش۰ لطفا نظرات بی ادبانه
ندین چون بد جور جوابتون را
میدم۰ اگر جنبه نداری نیا تو
در ضمن تمام حرصتون را سر
من خالی نکنید۰ ودر آخر
[نظر=پست بیشتر]
خوش باشین۰
بووووووس۰
---- • ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ • ----
•.¸
- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
----- ♥`•.¸
----- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
----- ♥`•.¸
----- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
----- ♥`•.¸
----- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
----- ♥`•.¸
----- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
----- ♥`•.¸
----- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
---- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
--- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
-- ♥`•.¸
- ♥`•.¸
- ♥`•.
---- • ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ • ----

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات

شاد شدن دلتان

نظرسنجی

اگر کسی که بهتون خیانت کرده از شما طلب بخشش کنه چکار میکنید?

خبرنامه

آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 27
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته گذشته : 31
بازدید ماه گذشته : 158
بازدید سال گذشته : 5331
کل بازدید : 12269
دخترها:
 

1- توي ماهيتابه روغن ميريزن

2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن

3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن

4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:

1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن

2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن

3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن

4- توي ماهيتابه روغن ميريزن

5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن

6- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن

7- چند تا فحش ميدن

8- دنبال كبريت ميگردن

9- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره

10- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)

 


11- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
12- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن

13- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن

14- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن

15- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن

16- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن

17- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن

18- دنبال نمكدون ميگردن

19- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن

20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن

21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن

22- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون

23- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن

24- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه

25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن

26- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن

27- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن

28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون

29- سريع برميگردن توي آشپزخونه

30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن

31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك

32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن

33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن

34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن

35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن

36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن

37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه

38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن

39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن

40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن

41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن

42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن

43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن

44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن

45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
برچسب‌ها:
نوشته شده در ساعت توسط : آیدا | دسته : | 66 بازدید
  • []

  • عاقبت چشم چرونی !!! ( تصویر متحرک) www.taknaz.ir

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در ساعت توسط : آیدا | دسته : | 61 بازدید
  • []

  • عکسهای خنده دار( بهمن 90 ) - www.taknaz.ir

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در ساعت توسط : آیدا | دسته : | 72 بازدید
  • []

  • ده تا از بهترين بهانه‌های دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!

    1- تو برای من مثل خواهر می‌مونی! (يعنی:خيلی زشتی!)

    2- فاصله سني‌مون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی!)

    3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی زشتی!)

    4- من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (يعنی:خيلی زشتی!)

    5- دوست دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی!)


    6- من با خانمهای همکارم بيرون نمی‌رم. (يعنی:خيلی زشتی!)

    7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی!)

    8- من الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی!)

    9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی!)

    10- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (يعنی: بطور وحشتناکی زشتی!!!!)

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در ساعت توسط : آیدا | دسته : | 53 بازدید
  • []

  • یه پسربچه کلاس اولی به معلمش میگه :
    خانوم معلم من باید برم کلاس سوم
    معلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟

     

    اونم میگه :
    آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم
    توی زنگ تفریح معلمه به مدیر مدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم چی میگه
    معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال کردن
    خوب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه نه تا
    دوباره میپرسه نه هشت تا چند تا میشه اونم میگه هفتادو دو تا
    همینجوری سوال میکنه و پسره همه رو جواب میده دیگه کف میکنه به معلمش میگه به نظر من این میتونه بره کلاس سوم
    خانوم معلم هم میگه بزار حالا چند تا من سوال کنم
    میگه پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم؟
    مدیره ابروهاشو بالا میندازه که پسره جواب میده :
    پا

     

    دوباره خانوم معلمه میپرسه:
    پسرم اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم
    مدیره دهنش از تعجب باز میشه که پسره جواب میده :
    جیب
    دوباره خانوم معلمه سوال میکنه:
    اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا
    تا مدیره بیاد حرف بیاره وسط پسره جواب میده :
    دست دادن
    باز معلمه سوال میکنه :
    بگو ببینم اون چیه که وفتی میره تو سفت و قرمزه اما وفتی میاد بیرون شل و چسبناک
    مدیره با دهان باز از جاش بلند میشه که بگه این چه سوالیه که پسره میگه:
    آدامس بادکنکی
    دیگه مدیره طاقت نمیاره میگه بسه دیگه این بچه رو بزارید کلاس پنجم
    من خودم همه سوالهای شمارو غلط جواب دادم

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در ساعت توسط : آیدا | دسته : | 170 بازدید
  • []

  • مجری: خب مسابقه رو پی میگیریم با اولین سوال

    آقای گل فوتبال ایران وجهان؟

    اسماعیل: ولک احمد رضا عابد زاده؟

    مجری: نه عزیزم اون که درو ازه بان بود

    محمود: علی پروین؟

    مجری: آفرین یه کم نزدیک شدین اسمش درسته

    علی: حسین پروین؟

    مجری: عزیزم اسمش درسته نه فامیلیش

    محمد: پروین اعتصامیه؟

    مجری: آقا اونی که شما بهش گیر دادین فامیلیشه میگم اسمش درسته

    اسماعیل: ها هاه هاا ما تا حالا فکر میکردیم اون اسمش پروینه کلی با بچه ها میخندیدیم این یارو با ین ریشو پشمش چرا اسمش روگذاشته پروین خجالت نمیکشه؟

    محمود: یتا راهنمایی موکنت؟

    مجری: فامیلیش مربوط میشه به یکی از فک و فامیلاتون مثلا عمه خاله؟

    محمد: یک کلمه دیجه بگیا گیرتی میشم کی گفته این یاروبا عمه خاله ما رابطه داره؟

    مجری: گفتم مربوط میشه نه رابطه داره؟

    محمود: خب مربوط و رابطه یکیه دیه

    مجری: ببینین مثلا اینجوری علی عمه؟ علی خاله؟ علی عمو؟

    محمد: پسر دختراشونم گبوله؟ مثلا علی پسر خاله علی پسر دایی؟

    مجری: افرین دایی پسرشو بردار

    اسماعیل: پسرشو که نمیتونم بردارم ۲تا دختر داشت که اونم یکی دیگه برداشت

    مجری: بابا میگم علی پسر دایی پسرشو حذف کن

    محمود: یعنی علی داییه؟

    فرشید: علی دایی

    سوال دوم

    مجری: وزشی مشترک میان انسان وحیوان؟

    علی: ژیمناستیک؟

    مجری: میگم توش حیوان داره

    محمد: خب ژیمناستیکم خرک داره؟ من یه مدت میرفتم ژیمناستیک نقش خرکو بهم داده بودن

    مجری: خرک نه حیوان واقعی؟

    محمود: فوتباله؟

    مجری: فوتبال حیوان توش هست؟

    محمود: خب آره دیگه مثل حیوون میریزن سرو کله هم میزنن همدیگه رو لتو پار میکنن دیگه

    محمد: احمگ حیوان واگعی

    مجری: تو این ورزش ورزشکار سوار بر حیوان این ورزشو انجام میدن

    علی: ماشین سواری؟

    مجری: نه

    محمد: موتور سواریه

    مجری: میگم سوار بر حیوان این ورزشو انجام میدن

    محمود: اسم حیوان را هم بگی ما جوابشو میدیم

    مجری: اسب

    اسماعیل: اسب خودتو هفت جد و آبادتی حالا یه سوال بلد نیستیما چرا توهین میکنی؟

    مجری: منظورم اون حیونه اسبه؟

    اسماعیل: آهان

    محمد: پرتاب اسب

    مجری: نه

    محمد: پرش از اسب؟

    مجری: آخه کی از اسب میپره؟

    محمد: من

    مجری: آقا جان سوار کاریه

    علی : آخه سوار کاری که توش حیوون نداره

    سوال بعد

    مجری: مادر همه ورزشها

    محمود: چرا فحش میدی؟

    مجری: کی فحش داد؟

    محمد: خب اگه جلو تو نگرفته بود که میخواستی بگی، مادر همه ورزشها رو میخواستی چکار کنی هان؟

    مجری: نه عزیزم اون سوال مسابقه اس. مادر همه ورزشها اسمش چیه؟

    اسماعیل: پروین

    مجری: پروین اسم ورزشه؟!

    اسماعیل: شما گفتین پروین اسم مرد نیست اسم زنه خب مادر هم زنه دیگه

    مجری: نه آقا

    فرشید: ۲

    مجری: آفرین جواب درسته

    فرشید: چی درسته؟

    مجری: جواب دو دیگه

    فرشید: نه آقا من گفتم از ۲ بپرسین من بلد نیستم

    مجری: مگه اینجا مسابقه هفته اس که از کی بپرسم؟

    مجری: بله جواب دو

    سوال بعد

    مجری: اون کدوم ورزشه که در آب وبا با توپ انجام میشه؟

    فرشید: هندباله؟

    مجری: هندبال تو آب انجام میشه؟

    فرشید: با توپ که انجام میشه

    مجری: نه آقا شبیه به هندبال هست ولی توی آب انجام میشه؟

    محمود :یتا راهنمایک موکنت؟

    مجری: پلو هم توش داره

    اسماعیل: رستورانه؟

    مجری: میگم ورزشه میگه رستورانه

    اسماعیل: خب توش پلو که داره

    مجری: پلو توی اسمش هست

    محمد: گیمه پلو

    مجری: نه

    فرشید: سبزی پلو

    مجری: نه

    محمود: سبزی پلو با ماهی؟

    مجری: میگم غذا نیست ورزشه

    محمود: یه راهنمایی میکنین؟

    مجری: آب و پلو با هم دیگه

    محمد: آهان دست پخت مامان منه دیگه پلوش حوبه ها ولی خورشتش آب خالیه ما میگیم آب و پلو

    آخه همه برنج آبکش میکنن مامان منو باید خورشتاشو آبکش کنی بیاری سر سفره

    مجری: نه بابا اب به انگلیسی میشه چی؟

    فرشید: واتر

    مجری: خب واتر با پلو با هم چی میشه

    فرشید: واتر پلو

    مجری: احست همینه کشتین مارو

    محمود: واتر پلو

    مجری: رشته ای که حسین رضا زاده قهرمان کشورمون توی اون فعالیت میکرد؟

    محمود: فوتباله؟

    مجری: نه ورزشش انفرادیه نه تیمی؟

    محمد: خب رضا زاده خیلی قوی بو دیگه یک تنه یه تیمو حریف بود دیگه

    مجری: اون ورزش انفرادی و قدرتی؟

    فرشید: شطرنجه؟

    مجری: میگم قدرتیه؟

    فرشید: خب باید خیلی زور بزنی فک کنی دیگه

    مجری: نخیر تو این ورزش ورزشکار یک وزنه ای رو از زمین بلند میکنه(با حرکت دست)

    اسماعیل : بارفیکسه؟

    مجری: میگم از پایین به بالا نه بالا به پایین

    محمد: خب حرکتت فول دیگه اشتباه بارفیکس میری

    مجری: وزنه رو از زمین بلند میکرده

    محمود: وزنه بلند موکنی؟

    مجری: وزنه رو از زمین ور میداشته؟

    محمود: وزنه ور میداری؟

    مجری: وزنه بر دا دا دا

    اسماعیل: ری

    محمد: وزنه بر داری

    مجری: خوبه تو یکی میفهمی

    مجری: خب به سراغ سولات مربوط به بخش جغرافی میریم

    در این بخش هر سوال مختص به یک نفر میباشد ودستان دیگه لطف کنند زنگ نزنند

    مجری: بلندترین قله ایران؟

    محمد: نیاگارا دیجه؟

    مجری: عزیزم نیاگارا آبشاره کوه نیست

    محمد: یه راهنمایی میکنید؟

    مجری: آب معدنی هم داره؟

    محمد: پپسیه؟

    مجری: میگم آب معدنی میگه پپسی اون نوشابه اس

    محمد: سن ایچه؟

    مجری: عزیزم آبمیوه نه آبمعدنی

    محمد: یه راهنمایی کوچو لو بکنین جوابشو دادم

    مجری: آخرش وند داره؟

    محمد: میناوند

    مجری: مهندس سولات ورزشی تموم شد میناوند فوتبالیسته

    محمد: او من هنوز تو فوتبالم من چقد فوتبالو دوس دارم

    یه راهنمایی دیگه میکنین؟

    مجری: دماونده

    محمد: یه راهنمایی دیگه؟

    مجری: آقا جوابش دماونده دیگه چیو راهنمایی کنم؟

    محمد: بابا چرا جوابو دادی من نزدیک شده بودما

    مجری: خب به سراغ سوال بعدی میریم با شرکت کننده دوم

    بزرگترین دریاچه جهان؟

    اسماعیل: خلیج فارس خومونه خلیج فارس خومونه (با اهنگ)

    مجری: دریاچه، خلیج فارس دریاست

    راهنمایی میکنم درست مقابل خلیج فارسه

    اسماعیل: پاکستانه

    مجری: اقا میگم مقابل خلیج فارس

    اسماعیل: آهان ما اینجوری حساب کردیم

    مجری: اینجوریم که حساب کرده باشی اصلا پاکستان کشور نه دریا

    اسماعیل: رشته کوه البرز؟

    مجری: میگم دریا چه؟ میگه رشته کوه

    اسماعیل: خب دریا نیست مقابلش که هست

    مجری: نه یه کم برو بالاتر؟

    اسماعیل: قله دماوند؟

    مجری: وااااای

    اسماعیل: خب شما میگی رشته کوه البرز رو برو بالاتر مارفتیم رسیدیم به قله دماوند دیگه

    مجری: بابا برو جلوتر

    اسماعیل: محمود آباد؟

    مجری: جلوتر

    اسماعیل: کلاردشت

    مجری: جلوتر

    اسماعیل: فریدون کنار

    مجری: جلوتر

    اسماعیل:بابا جلوتر که میفتیم تو دریا دیگه

    مجری: آهان اسم همون دریاهه

    اسماعیل: شما میگی دریاچه حالا شد دریا

    مجری: درسته دریاچه است ولی همه به اشتباه میگن دریا

    اسماعیل: خب با همین اشتباهاشون ادمو میندازن تو اشتباه والا ما همون اول گفته بودیم

    مجری: بابا دریای خ خ خ

    اسماعیل: خر خودتو هفت جد و ابادتی حالایه سوالو جواب ندادیم خرمونم کردی؟

    مجری: نه بابا جواب سوال دریای خزره

    و اما سوال بعد

    مجری: طولانی ترین رودخانه جهان؟

    (در اینجا شرکت کننده سوم کاغذجواب سوالات که از دست مجری افتاده را بر میدارد و از روی کاغذ جواب را میخواند وبه نفر بعد میدهد)

    فرشید: بیل

    مجری: بعله نیل

    مجری: احسنت

    از شهرهای استان یزد

    محمود: یک رد کان

    مجری: چی؟

    محمود: اوردکان؟ اردکان؟ آقا اینجا چی نوشته؟

    مجری: اردکان

    محمود: اهان

    مجری: ببینم اون چیه؟

    محمود: کاغذ دیگه؟

    مجری: میبینم کاغذه جواب سوالا دست شما چیکار میکنه؟از کجا اوردی؟!

    محمود: بغلی داد

    مجری: شما؟

    فرشید: خب اینجا گذاشته بود

    مجری: بله متاسفانه جواب سولات بخش جغرافی لو رفت واز این بخش هیچ امتیازی نمیگیرید

     

    مجری: به سراغ سولات بخش ادبیات میریم

    سوال اول

    من یک فعل به شما میدم شما صرف کن

    اسماعیل: نه آقا دست درد نکنه صرف شده

    مجری: نه من یه فعل به شما مید شما صرف میکنی

    مثلا خوردن

    من خوردم تو خوردی اوخورد ما خوردیم شما خوردید آنها خوردند

    مجری: فعل زدن

    اسماعیل: مو زدم

    مجری: خب….. تو زدی

    اسماعیل: آره مو زدم

    مجری: نه من زدم تو زدی او زد

    اسماعیل: او زد؟ مگه مو گذاشتم؟دست بالا اورد با یه مشت خوابوندمش

    مجری: بابا من زدم تو زدی او زد مازدیم؟

    اسماعیل: چی شما زدین مال این حرفا نیستین چرا دروغ میگی؟

    مجری: شما زدید

    اسماعیل: آهان ای شد

    مجری: بگذریم

    نفر بعد

    مجری: این شعر از کیست؟

    سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

    محمد: حافظ؟

    مجری: نه ببین اسم شاعر تو شعر اومده

    سعدیییییییا مرد نکونااام نمیرد هرگز

    محمد: آهان جواد نکونامه؟

    مجری: آیکیو نکونام فوتبالیسته نه شاعر

    محمد: خودت گفتی اسمش تو شعر اومده

    مجری: ببین سععععدیییییا مرد نکونام نمیرد هرگز

    محمد: اهان سعععععدیییییاو

    بعله سعدی

    مجری: شاهنامه اثر کدام یک از شاعران ایرانیست؟

    محمود: دکتر حسابی؟

    مجری: آقا دکتر حسابی شاعر نبود فیزیکدان بود

    خب گفتیم ادم حسابی بوده شاید شعر هم میگفته

    مجری: نه

    محمود: یه راهنمایی میکنین؟ اولشو بگید ما میگم

    مجری: فر

    محمود: فرچه؟

    مجری: نه

    محمود: فرمژه؟

    مجری: نه!

    محمود: فرفره؟

    مجری: نه!!!

    محمود: تو جیب جا میشه؟

    مجری: بابا شاعر

    محمود: نمیدنم متاسفانه یه کم ذهنم مشغوله

    مجری: فردوسی

    نفر بعد

    مجری: افعال به چند زمان تقسیم میشوند؟

    علی: زمان گذشته

    مجری: بعله

    علی: زمان حال

    مجری: بعله

    علی: زمان آینده

    علی: زمان شاه

    مجری: زمان شاه دیگه چه صیغه ایه؟

    علی: خیلی زمان خوبی بود همه چی ارزون بود

    مجری: خب متاسفانه دوستان در این بخش هیچ امتیازی کسب نمیکنن امیدوارم در مراحل بعد بهتر ظاهر بشند!

    بدروووووووووووووووووووووود

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در ساعت توسط : آیدا | دسته : | 186 بازدید
  • []

  • قلب

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در ساعت توسط : آیدا | دسته : | 173 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • میدونین چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟


    .

    .

    .

    .

    .

    7% : بخاطر نور خورشید

    23% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن

    70% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن!!!
     

     

    اگه دروغ میگم بگو دروغ میگی!!!!
    برچسب‌ها:
    نوشته شده در ساعت توسط : آیدا | دسته : | 162 بازدید
  • []

  • دختر: مامان تو زني يا مردي ؟
    مادر : زنم ديگه پس چي ام ؟
    دختر : بابا ، چي اونم زنه ؟
    مادر : نه ماماني بابا مرده .
    دختر: راست ميگي مامان ؟
    مادر آره چطور مگه ؟
    دختر : هيچي مامان ! ديگه كي زنه ؟
    مادر: خاله مريم خاله آرزو ، مامان بزرگ
    دختر : دايي سعيد هم زنه ؟
    مادر : نه اون مرده !
    دختر : از كجا فهميدي زني ؟
    مادر : فهميدم ديگه مامان، از قيافه ام .
    دختر : يعني از چي ؟ از قيافه ات؟
    مادر: از اينكه خوشگلم ،
    دختر : يعني هر كي خوشگل بود زنه‌ ؟
    مادر : اره 
    دخترم
    دختر : بابا از كجا فهميد مرده
    مادر : اونم از قيافش فهميد . يعني بابايي چون ريش داره و ريشهاشو ميزنه و زياد
    خوشگل نيست مرده !
    دختر : يعني زنا خوشگلن مردا زشتن ؟
    مادر : آره تقريبا .
    دختر : ولي بابايي كه از تو خوشگل تره
    مادر : اولا تو نه شما بعدشم باباييت كجاش از من خوشگل تره ؟
    دختر : چشاش
    مادر : يعني من زشتم مامان ؟
    دختر : آره
    مادر : مرسي
    دختر : ولي دايي سعيد هم از خاله خوشگلتره !!
    مادر : خوب مامان بعضي وقتها استثنا هم هست
    دختر : چي اون حرفه كه الان گفتي چي بود
    مادر : استثنا يعني بعضي وقتها اينجوري ميشه
    دختر : مامان من مردم
    مادر : نه تو زني
    دختر : يعني منم زشتم
    مادر : نه مامان كي گفت تو زشتي تو ماهي ، ولي تو الان كودكي
    دختر : يعني من زن نيستم ؟
    مادر : چرا جنسيتت زنه ولي الان كودكي
    دختر : يعني چي ؟
    مادر : ببين مامان همه ي آدما شناسنامه دارن كه توي شناسنامه شون جنسيتشون مشخص
    ميشه جنسيت تو هم توي شناسنامه ات زنه .
    دختر : يعني منم مامانم ؟
    مادر : اره ديگه تو هم مامان عروسكهاتي
    دختر : نه ، مامان واقعي ام ؟
    مادر : خوب تو هم يه مامان واقعي كوچولو براي عروسكهات هستي ديگه
    دختر : مامان مسخره نباش ديگه من چي ام ؟
    مادر : تو كودكي
    دختر : كي زن ميشم ؟
    مادر : بزرگ شدي
    دختر : مامان من نفهميدم كيا زنن ؟
    مادر : ببين يه جور ديگه ميگم . كي بتو شير داده تا خوردي بزرگ شدي

    دختر : بابا
    مادر : بابات كي بتو شير داد ؟ !!!!!!!!!!
    دختر : بابا هر شب تو ليوان سبزه بهم شير ميده ديگه
    مادر : نه الان رو نمي گم ، كوچولو بودي ؟
    دختر : نمي دونم
    مادر : نمي دونم چيه ؟ من دادم ديگه
    دختر : كي؟
    مادر : اي بابا ولش كن ، بين مامان خودت كه بزرگ بشي كم كم مي فهمي .
    دختر : الان مي خوام بفهمم .
    مادر: خوب هر كي روسري سرش كنه زنه هر كي نكنه مرده
    دختر : يعني تو الان مردي ميريم پارك زن ميشي
    مادر : نه ببين ، من چيه تو ميشم ؟
    دختر : مامانم
    مادر : خوب مامانا همشون زنن و باباها همشون مردن
    دختر : آهان فهميدم .
    مادر : خدا خيرت بده كه فهميدي ، برو با عروسكهات بازي كن
    ****
    نيم ساعت بعد
    دختر : مامان يه سوال بپرسم؟؟؟!!!
    من : بپرس ولي در مورد زن و مرد نباشه ها
    دختر : در مورد ماهي قرمزه است .
    من : خوب بپرس
    دختر : مامان ماهي قرمزه زنه يا مرده؟


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در ساعت توسط : آیدا | دسته : | 156 بازدید
  • []

  •  

     

    توجه !                             توجه!

     

    من خودم از زبون یه پسر شنیدم که گفت ماپسرا واسه رسیدن به هدفمون(....)یعنی بدست اوردن دختر باید زبون چرم و نرمی داسته باشیم و یاد داشته باشیم ماهرانه دروغ بگیم  اگه  با دروغ هامون (که مثل نوار ضبط شده میمونه)نتونیم دل یه دختر و ببریم که پسر نیستیم.اینو خود اون پسره گفت .دخترای عزیز وقتی خود پسرا دارن اعتراف میکنن چرا بازم خام حرفای صد من یه غازه اونا میشین؟؟؟؟؟

    دروغ پسران !

    اینم از نوشتهای خود پسرها:به افتخارشون ۳ تا سوت

     

    دروغ پسرانه : خيلي ميخوامت(ماشاالله پسرها همه رو ميخوان)

    ?.هميشه به يادتم(مخصوصا موقع لالا)

     ?.تا اخرش با هاتم(ولي از يه نوع ديگش)

    ?.غير تو به هيچکسي فکر نميکنم(اره جون عمت)

    ?.من بهت اعتماد کامل دارم (مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي)

     ?.تا حالا با هيچ دختري انقدر صميمي نبودم(به جز خواهرم)

    ?.دوستت دارم(دروغ سال ??)(که مد شده).

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در ساعت توسط : آیدا | دسته : | 180 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    آژانس هواپیمایی | ساخت وبلاگ | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | عینک واقعیت مجازی | دیاگ | هاست لینوکس ارزان | طراحی سایت | ثبت آگهی رایگان | معرفی کانال تلگرام | پکیج درمان دیابت | منزل مبله شیراز | آگهی رایگان لینک دار | دکتر نوروزیان | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | گیت کنترل تردد | دکل مهاری | اشعار | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
    X
    تبليغات